قاوم

چراغ ها را خاموش کنید ؛ چند خط شرح حال ... | نوشته های 7 ساله ی من

۴ مطلب در دی ۱۳۹۴ ثبت شده است

نفوذ

بنام خدا 

.

یک دلیل برای "تبریک" گفتن توافق برای نفوذ دشمن چندصد ساله ایران را بیان کنید ( 20 نمره )

.

.

.

.

.

.


پی نوشت : خون توش چشمام بود موقعی که روحانی اومد روبروی دوربین و بابتِ گرفتنِ بازی سر تا سر غفلت و تباهی ش با غرب ، اول به رهبر و بعد به من و تو تبریک گفت ...

خمینی میگفت اونایی که خواب آمریکا میبینند ، فقط خود خدا باید بیدارشان کند ...

داستان ، دیگه کور شد و حق و باطل قاطی . گره فقط بدست خود حضرت حجت باز میشه ... انشاالله

لینک جهت مطالعه بیشتر عقیده امام در رابطه با امریکا 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

شاخ بازی

ما بچه که بودیم موقع دعوا ها ، جاهایی که میدونیستیم طرف جلویی خیلی قویه یا مثلا توی دعوا ازش میخوریم کوتاه نمیومدیم . میرفتیم داد و بیداد راه مینداختیم خودمونو مینداختیم تو بقل یه یارو داد و بیداد راه مینداختیم که 

- : ولم کن 

- : برو بابا جرئت داری بیا جلو ببینم

- : نه ولم کن ببینم چی میگه 

- : نه ، نههه ، نهههههه! بزار بیاد ببینم چی میگه

در نهایت هم ، جنگ تموم میشد و روز از نو روز از نو :)

حالا یه مشت بزدل بی شرف شدن نماینده مملکت که از حیوان ( تو گرفتن حق خودشون از بقیه ) پست ترند .

کسانی که گوششون به انتقاد و دلیل و استفهام و اعتراض یه مملکت آدم بدهکار نیست و تا زور مستقیم خود رهبری روی سرشون نباشه ، هیچ موضع گیری ای در قبال هیچ مسئله ای نمیکنند . واقعه جده ، منا ، توهین های پیاپی امریکا به ایران ، وضع تحریم های بی سابقه و ممتد بعد از اجرای توافق ها از سوی ایران و و و ...

بعد از اجبار رهبر بر موضعگیری دولت هم تازه میان و توی توییت و فیس بوک خطاب به امریکا و عربستان پست و توئیت میزارن ...

ینی خاک عالم بر سر این دولت و همپیماناش...

.

توجه شما رو به بروز ترین خبر از موضع گیری تند و تیز ظریف در امروز صبح جلب میکنم :

.

تیتر: در واکنش به گزافه گویی ، تهمت های پیاپی و اهانتهای مقامات کشورهای عربی منطقه خطاب به ایران ،

محمد جواد ظریف در توییت خود با انتشار متنی کوتاه به سخنان اخیر  پاسخی کوبنده داد ! :

دیپلماسی، عرصه ی افراد کارآزموده است، نه تازه به دوران رسیده های متکبر   :|

واقعا که یکبار هم که شده بیرون توی کنفرانس خبری های خود خارجی ها و یا رو در روشون در محافل عمومی این  این صحبت ها رو بکنی ؟ یا نه اصلا خصوصی؟!

وای بحال مملکتی که وزیر امور خارجش این باشه . ما به اینا میگیم 

" لات مَجازی "

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

انسانم آرزوست

خیلی وقت ها توی مباحثه (با فاکتور گرفتن از کل کل بیهوده و شاخ بازیِ طرفین ) به بن بست میرسی ... هم تو و هم حریفت همزمان !

اونوقته که با اینکه میدونی حرفت حقه ، فقط یک جمله رو بهش میگی1 :

« عیب نداره داداش ! بالاخره میگذره و زمان این امرو بهت ثابت میکنه »

و ناراحتی از اینکه شخص مقابل اینقدر غرق غفلت و سرخوشی و جهل مرکبه که حتی برای دیدن حقیقت به انتظار زمان هم نمیشینه !

یک مثال از هزاران و میسپرم به مداحمون تریبون رو :

این بشر2 رو کیا یادشونه ؟

واضح تر بگم / کیا مدعیان نور و کرامات و ... ایشون رو یادشونه ؟ افراد جون فداییش رو ... مذهب نماهایی که رو اسمش قسم میخوردن . درود بر سه سید حسینی ... ؛

خب! گذشت ... خیلی هم گذشت . آیا اون افراد برگشتن ازشعار ها و حرف هاشون ؟ یا نه اصلا ، آیا الان در مسیر خط امام هستند ؟ یا اینم نه ، روزشون بدون فحش به خادمان ملت شب میشه ؟ اینجاست که نفاق پوست میندازه و دو قشر بیشتر نمیمونند ... شیعیان حقیقی / دشمنان ( که همه پتانسیل عضویت درشو دارن . از برادر تا دوست تا وزیر نفت تا سید حسن الی آخره ...)

عیب نداره . مثل هم هستیم . فقط بدون که مهم تر و واجب تر  از مقوله ی جنگ توی الرمادی و حلب ، مباحثه با انجمن اسلامی دانشگاه ، افشاگری از نقشه های شوم برای شوری کردن رهبری و ... یک چیز بیشتر نیست و اون

حفظ دین و ایمان خود تا لحظه سکرات مرگه ...

باور نمیکنی ؟ « عیب نداره داداش ! بالاخره میگذره و زمان این امرو بهت ثابت میکنه ...»

یاعلی


1) من توی دلم میگم چون اصراف در زمانمه ...

2) همینجا از جناب "بشر" بخاطر این قیاس نابجا عذر خواهی میکنم .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

از رفسنجان تا خمین

یکی بود یکی نبود . گویا بر اساس صحبت ابوالتدبیر ، غیر از خدا ، کدخدا هم اون وسط مسطا حضور داشته .

پسری در شهری بدنیا آمد که پدرش یکی از علما و عرفا حقه ی خدای متعال بود ...

حتی در برخی روایات آمده که پدر ، مردم را به قیام و نبرد برای خدا علیه حکومت یزیدی اون زمان امر کرده و با لبیک مردم ، حکومتی به پشتوانه 83 کشور رو زمین زدند . البته اینا همش روایاته ضعیف السنده ! قابل اعتماد نیست چون خود اون پسر و یاران غار همون عالم برجسته ، این موضوع رو رد کرده اند و هذیان اعلام کردند ...  بله! منکر شدند . بگذریم

ورد زبون اون عالم فقط این بود : ما هیچ اندر هیچیم و همه چیز خداست ...

انالله و انا الیه الراجعون ، بزرگترین تشیع پیکر جهان هم برگزار شد .

 

گذشت و گذشت ، مردم داشتند تازه شکوفه های انقلاب و میوه شیرین نبرد های پیشینشون رو در نظامی اقتصادی و ... میدیدند و ایمان و اقدامشون تثبیت میشد که ... ناگهان همه معادلاتشون بهم ریخت

پسر داستان ما با بدان بنشست (عحب مثلی اومد به ذهنم!)

با بدان بنشست ولی اون بدان رو گمراه تر کرد!

به حدی که دشمنان چند هزار ساله اون مملکت گزینه ای مناسب تر و هماهنگ تر از پسر  ، در کشور برای ضربه زنی به راه اون عالم پیدا نکردند !

تحریم شد ! اقتصادی ، نظامی ، فرهنگی ، سیاسی و ... تحریم از انسانیت حتی ، اما

مردم بجای مقاومت از بالاسری ها این صحنه رو دیدند :

حاج آقا انبار ها و سیلو ها را بسته نگه داشت ، ابوالتدبیر با بیسواد و تازه به دوران رسیده خواندن مردم سعی بر سرکوب روشنگری ها کرد و سهم پسر تایید دعب دو شخص قبل و رد راه پدرش شد !

رفت و رفت بالاخره نظام کاملا سقوط کرد . درست یادم نیست احتمالا 88 بود . قرار شده بود به محض سرنگونی نظام هماهنگ ترین فرد بیاد و سکان نظام دمکرات ایران رو به دست بگیره ... زیاد نگردید کسی نبود جز پسر اون عالم ... 

پسر برای اعلان همه جوره ی برائتش از پدر حتی نام خانوادگی اش رو از شناسنامه حذف کرده بود !

دشمن خوب میدونست اگر فرد منتخب از جنس عالم قبلی باشه و حتی پسر اون عالم باشه مردم دچار گیجی مطلق و سر در گمی میشندو قیام ها خود به خود سرکوب میشه ...

اما شخصی بود که یک تنه مانع تمام اتفاقات بالا شد . شخصِ علی نامِ داستان .... ولش کن 

وقت کمه . فقط بدون ! اون علیِ داستان هشدار داده که دشمن با مهره هاش تو ایران قصد داره تمام مناصب حکومتی رو بدون جنگ و کاملا قانونی تصرف کنند ! بعد خیلی نرم انقلاب اون عالم رو به زوال ببره .

علی گفته دشمن سعی داره مجلس خبرگان رو بگیره تا بتونه قانون شورا شدن رهبری رو تصویب کنه و بعد ، یک رفراندوم بامحوریت : برداشتن پیشوند "جمهوری" از نام کشور

گفته دشمن به "حکومت اسلامی ایران" هم راضیه بشرط این که حسینی زندگی نکنی!

گفته میخوان مجلس رو بگیرن تا قوانین کشور رو از بُن بهم بریزند و مردم به نظام بد بین بشند ...

گفته که نفوذی ها رفتن تو دولت و دارن با هزار اصطلاح علمی و سیاسی رخنه میکنن و تار میتنند ...

خودمونیم ، یوقت ما نشیم آدم بَده ی داستان ؟ چه کنیم ؟

جلوگیری ، آگاهسازی تنها کاریه که از دست همه بر میاد و عذری در مقابلش ندارند ...

هر یک رأی ای که کمتر به اون پسر و دار ودسته یاران منافق داستان برسه یعنی جهاد برای خدا ...


گواه حرف های بالا سید احمد خمینی بود ... چون اسیر این سناریو دشمن نشد و برائت از دعب شیطان جست ، شهیدش کردند و نوه اش حسن رو جایگذاری تو داستان بالا کردند که طی تاریخ چندین بار حسن نیتشو به اونها اعلام کرده و نشون داده بود ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰